الملا فتح الله الكاشاني
182
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
مؤمن خود شفاعت كند كه هر يك از ايشان مستوجب آتش بوده باشند و بعد از ذكر اجمال نعم تفصيل آن مىفرمايد كه * ( وَإِذْ نَجَّيْناكُمْ ) * و ياد كنيد اى بنى اسرائيل وقتى كه رهانيديم شما را مراد اجداد ايشانست كه در تنجيهء ايشان منت بر اولاد نهاده جهت آنكه حصول اولاد بسبب وجود آبا و اجداد است و وصول نعمت بآباء موجب افتخار اولاد به آن پس معنى آنست كه اى بنى اسرائيل متذكر اين چنين نعمتى شويد كه ما نجات داديم و خلاصى ارزانى فرموديم پدران شما را * ( مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ ) * از اتباع و متعلقان فرعون بدانكه آيه معطوف است بر نعمتى مانند عطف جبرئيل بر ملائكه چه آن بعضى از نعمت است كه حقتعالى بايشان داده بود كه به جهت عظم آن تصريح به آن فرموده و اصل آل اهل است زيرا كه تصغير آن اهيل است و مخصوص است باضافه كردن آن به اولى الخطر مانند انبيا و ملوك و فرعون علم پادشاه عمالقه است هم چنان كه كسرا و قيصر و تبع علم پادشاه فرس و روم و يمن است و خاقان و قيل كه علم ملوك ترك و ( حمير ) است و عماليق از اولاد عملاق بن آدد بن آدم بن سام بن نوح بوده و كنيت فرعون ابو مره است و بجهة عتو ملوك عمالقه اشتقاق نمودهاند از فرعون يقال ( تفرعن الرجل اذا عتا و تجبر ) و فرعون موسى مصعب بن ريان بود و گويند وليد بن مصعب بود و او از بقاياى عاد است و فرعون يوسف ريان بن وليد بود كه خزاين مصر در دست او بود و ميان فرعون موسى و فرعون يوسف چهار صد سال متجاوز بوده ميفرمايد كه اتباع فرعون بامر او * ( يَسُومُونَكُمْ ) * ستم و رنج ميرسانيدند و تكليف ميكردند شما را * ( سُوءَ الْعَذابِ ) * سختترين و بدترين عذاب را نسبت بساير عذاب ديگر و سوم بمعنى بغى است مأخوذ از ( سامه خسفا اذا اولاه ظلما ) و اصل آن ذهابست در طلب شيء و ارسال ابل در رعى يقال ( سام السلعة اذا طلبها ) و سوء العذاب مصدر ( ساء يسوء ) است و نصب آن به جهت آنست كه مفعول به يسومونكم است يعنى بطريق بغى و ظلم تكليف ميكردند و الزام و الجاى شما مينمودند سختترين عذاب را و اين جمله فعليه حال است از ضمير نجيناكم يا از آل فرعون يا از هر دو و يا كلام مستانف است و قوله * ( يُذَبِّحُونَ أَبْناءَكُمْ ) * بيان يسومونكم است و لهذا بر آن معطوف نشده يعنى بغى ايشان بر شما به اين وجه بود كه ميكشتند پسران شما را در طفوليت * ( وَيَسْتَحْيُونَ نِساءَكُمْ ) * و باقى ميگذاشتند دختران شما را تا آنها را بندگان خود سازند و بر وجه استرقاق با ايشان مقاربت كنند و خدمة فرمايند و اين اشد از ذبح بود و نزد بعضى مراد بسوء عذاب اعمال شاقه بود چه بعضى آنها را خدمهء اصنام خود شناخته بودند و بعضى ديگر را از خادمان خود و برخى براى ايشان حراثة ميكردند و گروهى حفارى و كناسى و جمعى ديگر بنائى و خشت و سنگ كشيدن و غير آن و جمعى ديگر